کانکس ورودی برادران توسط انتظامات به محل جدیدی تغییر یافته بود و طبق معمول بعد از هر تغییر و جابجایی کار من هم شروع می شد . حسین سرشیفت انتظامات به دفترم مراجعه کرد تا با هم برویم شبکه کانکس را با هم وصل کنیم . خجالت می کشیدم بگم سوکت یا کیستون ندارم و می دانم که بی فایده بود چراکه با نگاهی که به چهره اش انداختم گفتن این که قطعه ندارم بی فایده بود . خلاصه توی کیف ابزارم نگاه کردم و دیدم چند تایی سوکت شبکه دارم و کیف را برداشتم و رفتیم داخل کانکس برای شبکه کردن . کار من این بود که دو سر کابل شبکه را سوکت بزنم و یکی را به سویچ سیسکو و سر دیگر کابل را به کارت شبکه کامپیوتر وصل کنم .
خلاصه بعد از اینکه دو سر کابل را سوکت زدم و با لن تستر آزمایش کردم دیدم که کابل درست سوکت نخورده و کار نمی کنه . مجددا سوکت دو سر کابل را قطع کردم و دوباره با دقت بالاتری کابل را سوکت زدم . کابل را که آزمایش کردم بی نتیجه بود و از مشکل داشت . خلاصه دیدم این کار بی فایده است و باید کیستون استفاده کنم چرا که کیستون برای این مواقع گزینه بهتری بود . اما کیستون ! مگر کیستون دارم من خودم خبر ندارم؟ کاملا مطمئن بودم که ندارم و در کیف هم نبود با همکارم تماس گرفتم ایشان هم نداشت . خلاصه من بودم و کار انجام نشده و مسئولیتی که داشتم برای رفع این مشکل . با حودم کمی فکر کردم و یادم اومد که برم از کلاس هایی که داره باز کنم و بیارم اینجا ببندم . خلاصه از بین کلاس هایی که کیستون داشت و بلا استفاده یا کاربردی برای اون کلاس نداشت باز کردم و برای کابل شبکه کانکس انتظامات بستم و از کیستون با یک کابل شبکه یک متری که پچ کورد هم گفته میشه یکی به کارت شبکه و دیگری به سویچ بستم و مشکل حل شد .
